لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

شاهزاده ای با اسب سپید

سلام امروز یک تیر 1393 و ماوارد دهمین سال از زندگی مشترکمان شدیم و منو دختریم تصمیم گرفتیم باباجون سولپرایز کنیم برای همین لباسای نانای پوشیدیم فشفشف وشمع رو اماده کردیم وبابا هم با یک کیک خوشکل خوشمزه مارو هیجان زده کرد البته کادو که برای مامانی خریده بود البته باباجونی به ما تلفن کرد ومابعدش رفتیم خونه باباجونی اونجا هم یک جشن کوچولو دور همی داشتیم وخاله جونی برای بهار خانو این لباس خوشملو خریده بود بهار خانوم هم تا میتونست شیرینی نوش جان کرد گوشت شه به رونش اخ نوشه جونش اینم عکسا اینم ده سال پیش این موقع اینم کیک جون خوشمزه که بابا خریده بود تا از بیرون اومد بهار خانوم رفت تو بغلش وایشون هم به ما ابراز عشق ومحبت کردن ...
1 تير 1393

وقتی بابا جون پاش اوخ شد

امروز بابا جون خیلی خسته و ناراحت از سر کار اومد مامانی مثل همیشه براش چایی اورد تا خستگیش در برودبا با جون هم رفت دوش بگیرد وقتی بیرون اومد مامانم شلوارک وحوله داد تا خودش خشک کنه که یک دفعه چشمش افتاد به پای بابایی گفت این چیه بابا گفت امروز نزدیک بود پام بشکنه منم خیلی ناراحت شدم بعدم چند تا بوس ابدار ازش کردم ولی هی به مامان میگفتم اوخ شده اینم عکسش ...
30 خرداد 1393

بستنی دبل میکس بری

سلام دوست جونا ی خوبم امروز تلویزیون یک بستنی جدید تبلیق کرد و منم ساعت 12 شب با مامانم هوس کردیم بابا جون مهربونم هم رفتبرامون خرید این عکسای داغ داغ مال دیشب البته با وجود ستنی یخ کرده اینجا دبل میکس بری تموم شد رفتیم سراغ بستنی لواشکی مامان ...
26 خرداد 1393

یاد گرفتی

الان جیگر من یک سال وسه ماهشه این کارهارو بلد وقتی میگم کیس می منو میبوسی جیشتم میگی البته بعضی وقتا یا ت میره دماقت جمع میکنی بالا میگی پیف با دستات دماغت رو میگیری وقتی بابا رو میبینی میگی دد یعنی منو ببر بیرون پارک شکموی مامان عین کپل مدرسه موشهاست غذا میبینه دیگه چیزی رو متوجه نمیشه وفقط باید غذا بخوره عاشق زیتون  ماست وماهی البته اگر زیتون باشه دیگه چیزی نمیخوری تازه سیدی رو میزاری رو کاغذ دایره میکشی اینم از کارهای ااین روزات بابای جیگر تا بعد
23 خرداد 1393

17ماهگی عسلم بهار خانوم

سلام جیگر ناناس عسل قندک خوشکل شکلات چوبی پاستیلک مامان امروز 17 ماهه شدی 17 ماه میگذرداز شروع اولین نفس اولین تپش قلب اولین گریه و اولین خنده در این دنیای زمینی و اولین گام 17 ماه میگذرد از شروع اولین احساسات زمینی از دوست داشتن از دوست داشته شدن وبا هم بودن فرشته زمینی ما هفده ماهه شد   ...
22 خرداد 1393